بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

826

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

خواهد شد أَ رَأَيْتَ إِنْ كَذَّبَ آيا مىبينى تو يعنى خبر ده مرا اگر تكذيب كند كسى پيغمبر مرا وَ تَوَلَّى و روى بگرداند از ايمان به او أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى آيا نميداند آن كس به اينكه از روى تحقيق خداى تعالى ميبيند او را و مطلع است بر احوال شنيعهء او و بر طبق آن جزا خواهد داد بنا برين ترجمه جواب أ رأيت اول و ثانى محذوف است و أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى جواب أ رأيت ثالثست و بعضى گفته‌اند كه الم يعلم چنانچه جواب أ رأيت ثالث است همچنين جواب أ رأيت اول و ثانى نيز هست و بقرينهء ذكر آن در آخر در اوائل محذوف شده كَلَّا بايد كه باز ايستد آن ناهى نماز از نهى و از تكذيب و تولى لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ به خدا قسم كه اگر باز نايستد لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ هر آينه بكشيم او را به موى پيشانى و جبرا و قهرا او را بدوزخ اندازيم و لنسفعن بنون تأكيد خفيفه است و در مصاحف بالف نويسنده و سفع بمعنى جذب كردن و كشيدنست عربان وقتى كه چيزى را جذب كنند گويند سفعت بالشىء اى قبضت عليه و جذبته و ناصيه مشتق است از ناصى يناصى مناصاة يعنى مواصله و چون موى پيشانى متصل به پيشانى است بنا برين آن را ناصيه گفته‌اند و چون معلوم است كه مراد از ناصيه ناصيهء آن شخص مذكورست بنا برين اكتفاء بالف و لام نموده ناصيه را اضافه بآنشخص نكرده‌اند و نگفته‌اند « لنسفعا بناصيته » ناصِيَةٍ كاذِبَةٍ خاطِئَةٍ ناصيه چون نكرهء موصوفه است بكاذبه و خاطئه و نكرهء موصوفه بدل از معرفه ميتواند كه واقع شود بنا برين ناصيه بدل الناصيه واقع شده و توصيف ناصيه بكاذبه و خاطئه بطريق مجاز است و مراد صاحب ناصيه است و حاصل كلام اينست كه هر آينه جذب كنيم ناصيه را يعنى ناصيهء كسى را كه دروغ گوينده و خطا كننده باشد فَلْيَدْعُ نادِيَهُ نادى بمعنى مجلس است و مراد اينجا اهل مجلس است يعنى پس بايد كه بخواند آن نامى اهل مجلس و عشيرهء خود را تا اعانت او كنند سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ زود باشد كه بخوانيم ما زبانيه را يعنى مالكان دوزخ را تا آنكه او را به آتش جهنم اندازند ملخص كلام اينست كه شما ياران خود را به جهت اعانت خود بطلبيد و ما خازنان دوزخ را ميطلبيم كه شما را كشيده بدوزخ برند